جدا خوابیدن پرهام
پرهام کوچولوی من چند شب هست که از من دور شدی وجدامیخوابی مهربانم عزیز دلم به صورت غیر منتظره مامان ریحانه رو سوپرایز کردی خودت یه دفعه تصمیم گرفتی که شب توی اتاقت بخوابی الان هم چند روز از تصمیمت گذشته و تو هنوز مصمم هستی الهی دورت بگردم که اینقدر با اراده هستی انگاری بر خلاف فکرم این جدا خوابیدن، منو بیشتر اذیت کرد کوچولوی دوست داشتنی من چقدر دلم برای روزهای نوزادیت تنگ شده پرهامم روزایی که شب تا صبح توی بغلم بودیو شیر میخوردی چه زود گذشت قشنگم خیلی سخت بود برام دل کندن و همش نگرانت بودم .چند شب پایین تختت خوابیدم بعد دم در اتاقت و یواش یواش ازت دور شدم و رسیدم به تختم😁😍😘 الهی مامان...














